سنسوریا - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 23:34
خواستم بیام بنویسم که چقدر دیروز روز فوق العاده ایی بود اما خوابم برد... می نویسم که چقدر امروز یعنی دیروز چقدر خوب بود...دوشنبه بود...رفقا بودن...خنده بود...عشق بود...خوشی بود...! دیروز قشنگ بود یادت نره!!!
آخرین باری که گریه کردی کی بود؟ - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 23:34
انگار پشت یه سری اتفاقات خوب خودمو وو ضعفامو بذار اینجوری بگم انگار من فعلا توساحلم و یک قدمی موج های دریا که فعلا آرومن کافیه دریا طوفانی شه!!!
گلدون برگ مرداب کو؟ - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 23:34
بودن چیزی که تا الان چیزی به اسم ترس نذاشت باشی !!!! دیونه باش خودت باش و ریسک کن زندکی کن همین و همیشه حرف یه آدمی و یادت باشه که گفت جوری باش که هستی و هرگز براش احساس ضعف نداشته باش! داغونی؟به هیچی اهمییت نمیدی اوکی خودت باش و تمام!!!!
حال من خوب اینبار گوش کن و باور کن! - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 23:34
چه عجیب و چقدر کمی بد کاش شهریور اینجا چیزی مینوشتم از تمام اونروزهای عجیب و فریبش با سردرگمیهای عجیب و غریب من ...حس عجیبی دارمالان ...همه چی به طرز عجیبی داغونه ولی اما همه چی به طرز عجیبی خوبه
خنده خوبه! - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 23:34
خستم از این موقعیتی که دچارشم خستم از این وضعیت خسته از این همه درک کردن ادما و نشنیده شدن صدام دلم میخواد یه وقتایی گریه کنم این کارو میکنم اما خستم دیگه خسته... دیروز داشتم اشک میریختم گفت همش میخندی گفتم اره خنده خوبه و صدامو خفه کردم تو بالش من خستم خسته یکی صدای منو بشنوه...ولی این خودمم که خوا...
بالاتر از بی نهایت حتی - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 23:34
در بدترین حال ممکنم مثل همیشه...بی نهایت از همه چیز و همه کس خسته ام...بی نهایییییییت
دیگه خوشحال نیستم باهاتون هیچ وقت نبودم تحمل کردن که حال خوش نیست هست؟ - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 23:34
می خواستم تو روشون نگاه کنم بگم واقعا تو هیچ روز غم و شاد من نبودید اصلا منو میفهمید؟ من تو اوج روزایی که با هم بودیم تنها بودم تنهای تنها... وقتی ازتون دورم وقتی کنارتونم هیچ فرقی نداره من همیشه حالم یه جوره... تنهای تنهام خسته ام دیگه از این دست پا زدن که ببینید منو بفهمید منو ببیینین منو ببینین خ...
چون کبوتر بزن پر بزن پر - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 23:34
الان که دارم بعد مدت ها اینجا می نویسم دوباره حالم خوب نیست دوباره ؟ اگه کل این صفحات خونده شه هیچ وقت حال من خوب نبوده...شاید اینقدر من با این حس زندگی کردم وجودم همیشه پذیراشه پذیرای حال غم؟ آره پذی
یاد باد روزگار خوش؟؟؟؟ - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 23:34
سلام...من هیچ وقت هیچ نوشته ایی رو با سلام شروع نمیکنم اما امشب دلتنگم خسته ام دلم می خواد تو یه ادم بودی که داشتی حرفامو گوش میدادی مثلا و من میگفتم سلام...هه خیلی این روزا خسته ام خیلیییییی دل گیرم
می جانه جانان - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 23:34
به طرز عجیبی الان میفهمم چرا بعضی بلاگر می نویسن سلاماحتمالا بخاطر تنهایی زیادشونه زیادمونه که می نویسیم سلام که حس کنیم طرفمون یه آدم قابل درکه اصلا نمیدونم چه خبره حال این روزام خوش نیستناراحت دلگیر از خودم ادما دنیا زندگی همه چیدلم یه اتفاق خوب میخواد.......
بادام بی نمک! - تاریخ: 1396/10/16 ساعت: 16:02
من دارم با دستای خودم همه چی رو خراب میکنم همه چی رو این وسط فقط منم که تنها تر وبی پناه تر میشم این وسط من دنبال چیزی هستم که هیشکی دنبالش نیست و این وسط من دارم میمیرم دارم همه چی رو خراب میکنم همه چی رو نمی خوام نمی خوام دوباره این حال بهم دست بده...! نمیخوام + نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۱۳ساع...
هیچی ندارم بگم - تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 1:22
دلم...قلبم...روحم...! آخ  آخ آخ دلم قلبم روحم اخ...آخ
صدای موج دریا و ان مرد قایقران - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 23:45
نمیدونم...همیشه میگم نمیدونم چون واقعا نمیدونم ....از اینکه آدم ها تظاهر میکنن ....از اینکه با خودشون روراست نیستن‌...نمیدونم از اینکه یه مشکل تو وجودشون پرورش میدن ...اینکه من چنین آدم هایی دور و برم دارم ...اینک&#
فراموش کن! - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:43
دیروز 6 مهر یه اتفاق باحال افتاد فقط خواستم بنویسم که بعد ها یادم بمونه همین! راستش من هرگز دلم نخواست که آدما رو شرمنده کنم ولی گاهی من از خودم شرمنده میشم که باعث میشم با خودم بودن کسی رو شرمنده کنم! بی ت&#
سایه های سکوت - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:43
خیلی وقت  پیش ها منتظر بودم روزهای سخت بگذره سختیا اون روزها گذشت،منکرش نمیشم که تونستم سرپا بمونم و تونستم بهتر و شادتر زندگی کنم ولی سختی های الانم هم  مخصوص حال و الان هست! می دونم نمی تونم براش کار&#1
روان سوزی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:43
آدم ها رو از درونشون بشناسید ظاهر آدم ها فرسوده می شه ولی  درونشون نه! این روز ها بدترین بهترین روزهامو سپری میکنم این روزها غم دارم و کنارش دارم به مفهوم زندگیم میرسم این روزها دارم خط میزنم خیلییییی&#1
برف بود ../ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:43
اتفاقات عجیب و غریبی افتاده! از کدومش بگم؟ اتفاقای مزخرف دانشگا؟ که حس میکردم زیاد بزرگش کردم؟ همیشه و همیشه همه میگفتن بهم دانشگاه مزخرفه! و من همیشه و همیشه به همه میگفتم نه! یه نه قاطعانه...نهدانشگاه
فراموش نمیشی! - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:43
امروز یه چیز جدید ازت یاد گرفتم! یه چیز جدید از تو دیدم! به یه چیز جدید از تو رسیدم! میدونی خیلی از قبل بیشتر تو قلبم جا خوش کردی ؟ میدونی همین الان همه ی ناراحتی هام از تو دود شد رفت هوا؟ میدونی من الان تو رو &#15
کاش سهم من از دنیا یک جرعه آرامش بود! نه حسرت - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:43
من هیچ حالم خوب نیست! دارم زندگی رو بالا میارم... دارم زندگیمو بالا میارم امونم برده شد خسته ام خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
تصادفات فانتزی وارانه...! - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:43
دیرم شده بود...با داغون ترین قیافه ی عمرم پاشدم رفتم آژانس بگیرم برسم دانشگاه...در و وا کردم بگم خانم فلانی هستم یه ماشین می خواستم که سر آقای تلفن چی شلوغ بود دیدم یکی پا شد بلوز سبز پوشیده بود دفتر و برداش&