خرید بک لینک
خواستم بیام بنویسم که چقدر دیروز روز فوق العاده ایی بود اما خوابم برد...

می نویسم که چقدر امروز یعنی دیروز چقدر خوب بود...دوشنبه بود...رفقا بودن...خنده بود...عشق بود...خوشی بود...!

دیروز قشنگ بود یادت نره!!!

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:34

انگار پشت یه سری اتفاقات خوب خودمو وو ضعفامو

بذار اینجوری بگم

انگار من فعلا توساحلم و یک قدمی موج های دریا که فعلا آرومن

کافیه دریا طوفانی شه!!!

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:34

بودن چیزی که تا الان چیزی به اسم ترس نذاشت باشی !!!!

دیونه باش

خودت باش

و ریسک کن

زندکی کن

همین و همیشه حرف یه آدمی و یادت باشه که گفت جوری باش که هستی و هرگز براش احساس ضعف نداشته باش!

داغونی؟به هیچی اهمییت نمیدی اوکی خودت باش و تمام!!!!

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:34

چه عجیب و چقدر کمی بد کاش شهریور اینجا چیزی مینوشتم از تمام اونروزهای عجیب و فریبش با سردرگمیهای عجیب و غریب من ...حس عجیبی دارمالان ...همه چی به طرز عجیبی داغونه ولی اما همه چی به طرز عجیبی خوبه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:34

خستم از این موقعیتی که دچارشم

خستم از این وضعیت

خسته از این همه درک کردن ادما و نشنیده شدن صدام

دلم میخواد یه وقتایی گریه کنم این کارو میکنم اما خستم دیگه خسته...

دیروز داشتم اشک میریختم گفت همش میخندی گفتم اره خنده خوبه و صدامو خفه کردم تو بالش

من خستم

خسته

یکی صدای منو بشنوه...ولی این خودمم که خواستم صبور باشم

تحمل کنم

و بگذرم

و میگذرم...این روزا تموم میشه میدونم میدونم که تموم میشن می دونم...

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:34

در بدترین حال ممکنم مثل همیشه...بی نهایت از همه چیز و همه کس خسته ام...بی نهایییییییت

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:34

می خواستم تو روشون نگاه کنم بگم واقعا تو هیچ روز غم و شاد من نبودید اصلا منو میفهمید؟ من تو اوج روزایی که با هم بودیم تنها بودم

تنهای تنها...

وقتی ازتون دورم وقتی کنارتونم هیچ فرقی نداره من همیشه حالم یه جوره...

تنهای تنهام

خسته ام دیگه از این دست پا زدن که ببینید منو بفهمید منو ببیینین منو

ببینین خسته ام

کنار گذاشتن هر چیزی برام عادیه خیلی عادی

حتی کنار گذاشتن شماها...

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:34

الان که دارم بعد مدت ها اینجا می نویسم دوباره حالم خوب نیست دوباره ؟ اگه کل این صفحات خونده شه هیچ وقت حال من خوب نبوده...شاید اینقدر من با این حس زندگی کردم وجودم همیشه پذیراشه پذیرای حال غم؟ آره پذیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:34

سلام...من هیچ وقت هیچ نوشته ایی رو با سلام شروع نمیکنم اما امشب دلتنگم خسته ام دلم می خواد تو یه ادم بودی که داشتی حرفامو گوش میدادی مثلا و من میگفتم سلام...هه خیلی این روزا خسته ام خیلیییییی دل گیرمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:34

به طرز عجیبی الان میفهمم چرا بعضی بلاگر می نویسن سلام

احتمالا بخاطر تنهایی زیادشونه زیادمونه که می نویسیم سلام که حس کنیم طرفمون یه آدم قابل درکه اصلا نمیدونم چه خبره حال این روزام خوش نیست

ناراحت دلگیر از خودم ادما دنیا زندگی همه چی

دلم یه اتفاق خوب میخواد.......

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:34

من دارم با دستای خودم همه چی رو خراب میکنم همه چی رو

این وسط فقط منم که تنها تر وبی پناه تر میشم

این وسط من دنبال چیزی هستم که هیشکی دنبالش نیست

و این وسط من دارم میمیرم

دارم همه چی رو خراب میکنم

همه چی رو

نمی خوام نمی خوام دوباره این حال بهم دست بده...!

نمیخوام

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۱۳ساعت 16:45 توسط نگین |

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 16:02

دلم...قلبم...روحم...!

آخ 

آخ

آخ

دلم قلبم روحم اخ...آخ

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 1:22

نمیدونم...همیشه میگم نمیدونم چون واقعا نمیدونم ....از اینکه آدم ها تظاهر میکنن ....از اینکه با خودشون روراست نیستن ...نمیدونم از اینکه یه مشکل تو وجودشون پرورش میدن ...اینکه من چنین آدم هایی دور و برم دارم ...اینک&#ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 23:45

دیروز 6 مهر یه اتفاق باحال افتاد فقط خواستم بنویسم که بعد ها یادم بمونه همین! راستش من هرگز دلم نخواست که آدما رو شرمنده کنم ولی گاهی من از خودم شرمنده میشم که باعث میشم با خودم بودن کسی رو شرمنده کنم! بی ت&#ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:43

خیلی وقت  پیش ها منتظر بودم روزهای سخت بگذره سختیا اون روزها گذشت،منکرش نمیشم که تونستم سرپا بمونم و تونستم بهتر و شادتر زندگی کنم ولی سختی های الانم هم  مخصوص حال و الان هست! می دونم نمی تونم براش کارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید خوشنام تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:43

صفحه بندی